مدیریت دانش

اصول مدیریت دانش، مرور جامع مفاهیم حوزه‌ی مدیریت دانش یا دستیابی به یک راهبرد بهینه‌سازی کسب و کار است که اطلاعات ضروری برای یک شرکت را به طریقی شناسایی، انتخاب، سازماندهی، پالایش و جمع‌بندی می‌کند تا عملکرد کارکنان و رقابت پذیری شرکت را بهبود ببخشد.

  • هدف کتاب این است که نشان دهد چه رویکردهایی از مدیریت دانش به رقابت پذیری شرکت کمک می کنند و چه رویکردهایی کمک نمی کنند.
  • در این کتاب فرض شده است که مخاطب خواننده‌ی هوشمندی در سطوح مدیریتی است ولی خواننده‌ای که با مطالب حوزه‌ی مدیریت دانش آشنایی ندارد و نیاز به مطالعه سریع مطالب دارد نیز میتواند از این کتاب استفاده کند.
  • پس از مطالعه کتاب، خواننده در خواهد یافت چگونه با استفاده از روش ها و راهبردهای مدیریت دانش کسب و کاری بهینه داشته باشد.
  • علاوه بر این، خواننده قادر خواهد بود به راحتی با متخصصین دانش مدیریت مذاکره کند و هنگامی که مشاوران و مدیران دانش را استخدام میکند، درک می کند که باید در جستجوی چه باشد.
  • برای نمایش و بیان جوانب عملی و کسب و کار مدیریت دانش به شکلی ساده و قابل هضم و درک، هر فصل دارای تصاویری است که نکات کلیدی، فرهنگی یا دیدگاه های اقتصادی و فناوری را نشان می دهد.

مرور دیدگاه ها

در بین النحرین حدود ۵۰۰۰ سال پیش، انسان ها شروع به ساخت هزاران لوح گلی کردند که برای ثبت پیمان های قانونی، ارزیابی و تعیین مالیت ها، فروش و ثبت قوانین استفاده می شده است. این راه حل آغاز فعالیت اولین مؤسسه برای مدیریت دانش یعنی کتابخانه بوده است. در کتابخانه ها که در مرکز شهر واقع بودند، جمع آوری لوح ها توسط مدیران دانش حرفه ای انجام می شد. یک اثر جانبی تأسف برانگیز این تمرکز بر اطلاعات این بود که کتابخانه ها هدف رایج نزاع های نظامی بودند.

دلیل اصلی انقلاب صنعتی این بود که مجموعه ای از ماشین آلات به وجود آمد و حافظه ی ساختاری فرآیندهایی که در تولید سلاح ها، الیاف، ماشین ها و دیگر کالاهایی که برای تولید انبوه طراحی شده بودند شکل گرفت. دیگر حتی درک فرآیند تولید به صورت کارآموزی یا با سواد بودن برای یک فرد مورد نیاز نبود تا در کاری عملکرد و کارکرد قابل قبولی داشته باشد. هرکس، حتی زنان و بچه های آموزش ندیده، می توانستند یاد بگیرند که چگونه یک دوک نخ را پر کندد، ماسوره را چگونه به کار گیرند و یا دستگاهی را در طی مدت زمان اندک به کار اندازند و آن را برای مدت ۱۲ ساعت در هر نوبت و هفت روز در هفته، آماده به کار نگه دارند.

در نتیجه این وقایع، بهره وری افزایش یافت، کالاها بیش تر شدند و می توانستند به صورت انبوه با قیمت تولیدی عرضه شوند و در عین حال حاشیه سود سالمی نیز برای شرکت ها و سرمایه گذاران فراهم گردد. با این همه، دانش فرآیند کلی و این که کارگران چه نقشی در کل فرآیند به عهده دارند، تماماً توسط طراحان خط تولید و مدیران ارشد حفظ و نگه داری می شد.

دولت به عنوان یک شریک ساکت در بسیاری از همکاری های شغلی و کاری، قیمت خرید و جدول استهلاک دارایی های فیزیکی را می شناسد اما از فرآیند ها و دانش موجود در بین کارگران و کارکنان شناختی ندارند. به نحو مشابه، شیوه ای که کار کنان موقعیت خود را در شرکت های جدید می یابند، انعکاسی از حوزه صنعتی است که در آن کارکنان به تنهایی دانش اندکی از مدل کلی کسب و کار را دارند. برای مثال می توان به مکان هایی بزرگ اشاره کرد که در آن صدها نفر در حال کارند و بدون استفاده از نیروی تفکر، اسناد چاپ شده یا الکترونیکی را پردازش می کنند.