مدیریت دانش قسمت دوم

در سطوح بالاتر سلسله مراتب کارکنان دانشی، مدارک دانشگاهی و گواهینامه ها از سازمان های مختلف، برچسب هایی را فراهم می‌سازد که مدیران و متخصصان از آن ها برای بیان کیفیت موقعیت های از قبل تعریف شده در ماتریس سازمانی خود استفاده کنند. این کارکنان دانشی، مقدار بیشتری از تصویر کلی کسب و کار را نسبت به کارکنان سطوح پایین تر خط اول می دانند اما تعداد اشتباهات در بخش های مختلف بیش تر می شود چرا که این کارکنان ممکن است دانش مربوط به بهترین اقدامات را نداشته باشند. برای مثال، متخصصین در بخش های متعددی ممکن است فرآیند برون سپاری را تجربه کرده باشند ولی هر کدام به صورت مستقل دریابند که صرفه جویی حاصل از این اقدام بسیار کم تر از مقداری است که انتظار آن را داشته اند.

اگر چه صنعتی شدن اثری تعیین کننده بر محیط و برخی از نهاد های اجتماعی دارد ولی به تنهایی مسئول فشارهای امروزی وارد برکسب و کارها برای رقابت نیست و فرار بودن اقتصادی، جابجایی بالای نیروی کار، تغییرات بین المللی قدرت های سیاسی، رقابت جهانی و تغییرات سریع آن، محیط اقتصادی امروز را مشخص می کنند. در نتیجه، سازمان های جدید کسب و کار نمی توانند در بازار کار بدون وجود مدیران و کارکنان ماهر و بدون وجود روش‌های مدیریت دانش افراد و تمام فرآیندها و فناوری هایی که در کسب و کار خود از آن استفاده می کنند از جمله فناوری اطلاعات، به نحوی موثر رقابت می کنند.

مدیریت اطلاعات چه به صورت اشکالی که در لوح های رسمی ترسیم شده بودند و یا به صورت مجموعه ی ماشین ها در یک کارخانه و یا محل های کاری متشکل از اطاقک های متعدد که در آن هشت فرآیند مرتبط با هم را شامل می شود.

۱- خلق/کسب

۲- اصلاح

۳- کاربرد

۴- نگهداری

۵- انتقال

۶- برگرداندن /تغییر کاربری

۷- دسترسی

۸- انهدام اطلاعات

 

در عمل اغلب اقدامات مدیریت دانش در حالت ایده آل نیستند. دلیل اولیه ی این امر این است که کسب افکار، باور ها و رفتارهای مدیران به صورت مجازی و به طریقی که از نظر اقتصادی و کامل بودن، کفایت فرد و یا دستگاه دیگری را بکند و در عین حال کیفیت اطلاعات برای همان تصمیم ها، رفتار ها و اصول رهبری و یا انجام همان وظایف در همان سطح عملکرد کافی باشد، غیر ممکن است.

مدیریت دانش عبارت است از یک راهبرد بهینه‌سازی کسب و کار به طریق نظام مند و تعمدی اطلاعات ضروری برای کسب و کار را به نحوی انتخاب، پالایش، ذخیره، سازمان دهی و جمع‌بندی می‌کند عملکرد و کارکرد کارکنان و رقابت پذیری شرکت را بهبود می دهد.

یک شرکت بازاریابی و ارتباطی که تمام نسخه ها و تصاویری را که قبلاً در فعالیت های تبلیغاتی از آن ها استفاده کرده است، جمع آوری و آن ها را به صورت دیجیتالی درآورده و در یک CD-ROM به جای پر کردن قفسه ها نگه داری کند، مدیریت دانش را عملاً تجربه نمی کند. با این وجود، اگر شرکت داده های دیجیتالی شده‌ی خود را جمع آوری و آن ها را توسط برنامه جست و جو کنند (به جای آنکه به صورت دستی در میان صدها صفحه به دنبال آن بگردند) عملاً بخشی از مدیریت دانش را اجرا کرده است.